Tuesday, December 16, 2014

TEHRAN:AZADI SQUARE

تهران , میدان آزادی AZADI SQUARE,TEHRAN

SARI:RIVERS

SARI:Shirin Rudشیرین رود ساری 

Tuesday, December 9, 2014

TEHRAN,SHEMIRAN

تهران, شمیران,تجریش, سربند ١٣٤٠
Tehran,Shemiran,Tajrish,Serbend,circa 1960

Thursday, November 20, 2014

BANDAR ABBAS,HORMOZGAN

معبد هندی یا بت گوران ,بندر عباس , هرمزگان 

Friday, May 9, 2014

SARI:VAZIRI BATH MUSEUMساری, موزه حمام وزیری

ساری, موزه حمام وزیری 
معماری قاجاری 


Friday, March 14, 2014

ESFEHAN,MY GOOD NEIGHBOR SAEB

اصفهان,همسایه ی خوب من :
صائب ،

در خواب عقل بوديم، در زير سايه گل!

چشم هميشه مستت خمار کرد ما را 
زلف سبک عنانت سيار کرد ما را
در خواب عقل بوديم در زير سايه گل
باد بهار عشقت بيدار کرد ما را
داروي دردمندي از ما مسيح مي برد
بيمارداري دل بيمار کرد ما را
گل کرد راز پنهان در داغ غوطه خورديم
اين خارخار آخر گلزار کرد ما را
توفيق چون درآيد عصيان دليل راه است
رطل گران غفلت هشيار کرد ما را
چون گل ز ساده لوحي در خواب ناز بوديم
اشک وداع شبنم بيدار کرد ما را
روزي چنان که بايد آماده است صائب
انديشه فزوني سيار کرد ما را!

---

میدان شاه، میدان وسیعی بودکه بزرگی آن باعث شگفتی همه ی جهانگردان آن دوران بوده که می گفتنددرشهرهای اروپا میدانی به این پهناوری نیست. پهنایش 140متر و درازایش به گفته ی جلال الدین تهرانی در "اصفهان نصف جهان" 500متر بوده و مساحتش هفتادهزارمتربوده.
ازبام تا شام دراین میدان بازاردادوستدگرم بود وحتی به هنگام غروب درفضای پهناور وسط میدان، بساط حقه بازی و خیمه شب بازی و جن گیری و سخنوری می گسترده اند و چراغهای بسیاری در سردکّان ها و بالاخانه ها بود که روشن می کردند و به هنگام چراغانی به این چراغ ها می افزودند.
روسپیان نیز به هنگام شب به میدان می آمدند و مشتری می جستند، زیراکه بیشتربالاخانه های این میدان به گفته ی "تاورنیه" دراجاره این زنان بوده است.

ازمقاله ی "پیشه وران اصفهان درعصرصفوی" نوشته ی "مسعود رجب نیا"
کتاب هفته/شماره 97یک شنبه 28مهر1342

Sunday, February 2, 2014

ABADAN/KHUZESTAN/PERSIAN GULF



آبادان به گفته بطلمیوس از سده های نخستین میلادی ساخته شده است
بهرام فره واشی این نام را به معنای نگهبان آب می داند
او -پات - آن = آبادان
 برخی نیز آن را از فردی به نام عباد  اباد به مفهوم پرهیزکار می دانند  








___ بخشی از یک شعر بلند ___
شهرام گراوندی
آبودانی اُم کاکا
بووام مونه رو خشت عزب خونه
توی خیابون پهلوی خالی کِرد
ننه م خاطرش نبود
شب بود، شرجی یا شمال بود
دست خودش نبود
- هر چی!
هنو جنگ نبود
خبری از کاتیوشا و خمسه خمسه نبود
هنو تو لین یک
عرق کیش میش می فروخت
اون یارو
آراپیک
که یه روز متلک انداخت به مو
و به خال سیام
- ایناها،
ببین، ای گوشه ...
که به جاش
دو تا چک افسری
نهاد من گوشاش
- کریم
و یه چاقو رو لپ چاقش
که وقتی با ننه م
و پری ترکه
اعدام شون کرده ن
خط ش از دور
پیدا بود

هنوز چشم ها می دید ولی
چشم ها می دید انگار...

جنوب
جنون شاعری ست
که وقتی مرد
هنوز از هیمنه اش
می رمند،
می ترسند
- علی الخصوص -
توی جیب هاش
چاقوی نقره کار زنجان و
پارکر اصل انگلیسی هم هست ...

*